
همه مداد رنگیها مشغول بودن به جز مداد سفید،
هیچکس بهش کار نمی داد،
همه میگفتن : تو به هیچ دردی نمیخوری!!
یک شب که مداد رنگی ها توسیاهی شب گم شده بودن،
مداد سفید تا صبح ماه کشید،
مهتاب کشید،
و انقدر ستاره کشید که کوچیک و کوچیکتر شد...
صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی اون با هیچ رنگی پر نشد!
به یاد هم باشیم
شاید
فردا ما هم درکنار هم نباشیم …
...فاطمه فرهادی...
پست ارسالی...ما را در سایت پست ارسالی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33