باز باران با گلوله

خرید بک لینک

<# REAL_FILENAME #>

باز باران با گلوله / با گوهر های فراوان

می خورد بر بام سنگر / یادم آمد روز دیرین

با تفنگی بر سر دوش / می دویدم در بیابان

می پریدم همچو آهو / می نشستم بر سر جوی

دور می گشتم ز سنگر / می رسیدم بر سر کوه

یادم آمد از دو کوهه / پادگانی بس چه زیبا

دوستانی شاد و خرّم / راهی رزم شبانه

بر لبان ذکر و دعا بود / ذکر یا مهدی بیا بود

سنگر و خمپاره و دود / بس چه غوغایی به پا بود

بوسه باران می نمودند / یکدگر را عاشقانه

سفره الله اکبر / می کشیدند عارفانه

صوت هر خمپاره ای را / می شنیدم ظالمانه

حمله می کردند یاران / سوی آن خصم زمانه

به چه زیبا بود آن شب / فتح شهرستان بانه

عشق و ایثار و شهادت / می کشید هر دم زبانه

من چه گویم / از شهیدان و عزیزانی که رفتند

جایشان خالیست اینک / در میان این زمانه

« سمانه رنگرز »

پست ارسالی...

ما را در سایت پست ارسالی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:22

صفحه بندی